|
البته اگه میخواین
|
*اگر به خدا اعتقاد ندارید این متن را نخوانید.
*اما اگر به ادیان اعتقاد ندارید این متن را بخوانید...من هم مث شما.
*چون لا اقل میبینیم چه شکلی هستیم.من خعلی وقتها مردی را میبینم با خرید مرید های خانه در یک دست.و یک عصای سفید در آن یکی دست.و یک عینک احتمالا بدون برند خاص بر چشم.شاید ندونه چه شکلیه.اگه مادرزاد کور باشه.اصلا اگر کور باشید برند میخواهید چه کار؟اگر کور باشید هم برند به تخم.تان هست هم کسی که برند برایش اهمیت دارد.اگر کور باشید اصلا نمیدانید شکل یعنی چه.اصلا خوابتان با خواب غیر کورها فرق دارد.هر چند اگر کور باشید به حرفهای بینا ها استناد میکنید چون چاره ندارید.چون آنها در موضع قدرتند.کورها در دنیایی غیر اینند.که لامسه و شنوایی و بویایی به آنها نشان میدهد جایی دیگر.که لابد آدمیان دیگری دارد.مثلا به یک کور بگویید چایی چه رنگی است.او برایش اهمیت ندرد.برای یک کور رنگ چه اهمیتی دارد؟جنبش راه راه باشد یا سبز چه فرقی برایش میکند؟اگر قهوه را بو کند و مزه ی آن را بچشد و کم رنگ و پر رنگ برای او توضیح داده شود خود به خود حدس نمیزند که رنگ قهوه، قهوه ایست...فقط میگوید قهوه لابد قهوه ایست و گرنه اگر ارغوانی بود اسمش قهوه نبود...ارغوان بود!
*چون رو پاییم.چون مثلا ام اس نداریم.چون زجر نمیکشیم.چون نمیدانیم نگاه سنگین چیست.چون نمیدانیم ویلچر ینی چی.یانمیدانیم اطرافیان خسته ینی چه.این خعلی خوب است.اطرافیان خسته نداشتن رو میگم. میتونیم هر وخ خواستیم بدویم و هر وخ خواستیم واستیم و هر واخ خواستیم بپریم و اصلن فکر ش را هم نکنیم که این مهارت اجداد غارنشین ماست.تو جامون غلت یزنیم .کش و قوس بدیم.بازی کنیم.بازی.و اصلا برایمان مهم نباشد.اینکه بروی استخر و پاهایت را تو آب تکان بدی.یک بار در استخر یک مردی دیدم.یک پا نداشت.حتما پیش خودش میگف اگر دو پا داشتم روی همه این کیونی میونی ها رو کم میکردم.اگه نمیگفت جا تعجب داشت.باید میگفت.چون این انسانی ترین چیزیه که در مواجهه با ما میشد بگه. یا مثلا دو تا دست داریم.که میتونیم یک نفرو سفت بغل کنیم.هاگ(هاگ چیه اون وخ؟) کنیم.فشارش بدیم تا بفهمه دوسش داریم.این که میتونم تایپ کنم.چون میتونیم رو انگشتامون حساب کنیم.به شخصه با دو دستم موهای خانم سا رو به هم میریزم تا حرص بخوره و من کمی کیف کنم و این یک لذت کبیره است برم.انگشتو میگفتم میتونیم ورق بزنیم.ورق بازی کنیم!دست بدیم بی اینکه کسی بدش بیاد چندشش شه.مردم اینجورین.من دیدمشون.مردمایی که فک میکنن نقص چندش کردن داره.خاک تو سرا.
*اگه کر بودم.حتی نمیدونستم موسیقی ینی چی.صدا ینی چی.و احتمالا هیچ وخ گیتار نمیخریدم.هیچ وخ بیتلز رو نمیشناختم.نسل بیت برام بی معنا بود و نصف این عقایدمو نداشتم.هیچ وخ ناظری رو تحسین نمیکردم.هیچ وخ با خانوم سا آشنا نمیشدم.هیچ وخ نمیشنیدم بهم بگه پولی. هیچ وخ صدای مادرم رو که قربون صدقه ام میره رو نمیشنفتم.مرد!من به این چیزا فک میکنم.تو هم باس فک کنی.باید.این یه بایده.هیچ وخ کسی با صدای بلند صدام نمیزد همه میزدن رو شونم.کارم این بود لب مردمو بپام مبادا خطاب به من چیزی بگن.بم و زیر چه میفهمیدم ینی چی؟اصن صدا ینی چی؟هلن کلرو بیخیال یه هلن کلر بوده اما میلیون ها کر ولال دارن تو عزلت و عدم اعتماد به نفس و عدم پذیرش جامعه دست و پا میزنن آخرشم غرق میشن.تو بی پولی شاهرخ کر و لال چی میخوند؟ببخشید...لب میزد؟"تو میتونی دلمو شاد کنی "رو؟
*چرا اینجوری شدم
اینا چی بود نوشتم آخه؟ها؟